نویسنده : وحید رهبری ; ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱٥ اسفند ۱۳۸۸

از همون اول که بازیهای لیگ برتر و همچنین تیراختور شروع شد بچه ها خیلی میگفتن که بریم استادیوم و بازی های تیراختور رو از نزدیک ببینیم. ولی من چون دیگه این روزا زیاد پی فوتبال رو نمی گیرم و کلا هم از جو ورزشگاه زیاد خوشم نمیاد همیشه مخالفت میکردم. ولی این اواخر چون برادرم زیاد میگفت که بریم ورزشگاه و میدیدم که خیلی علاقه منده قبول کردم تا یه بازی باهاش برم استادیوم.

بازی تیراختور با سپاهان بهترین گزینه ای بود که میتونستم انتخاب کنم چون هم احساس میکردم بازی جذابی از آب در بیاد که همینطورم شد و هم اینکه بالاخره سپاهان امسال بازیکن های خیلی مطرحی داره و دیدنشون از نزدیک برام جالب بود. خلاصه با یکی دو تا از دوستام هم قرار گذاشتیم رفتیم استادیوم. خیل جمعیتی که روانه ورزشگاه شده بود و شور و اشتیاق بی حد حصرشون واقعا آدم رو به وجد می آورد. وقتی هم شعارهای دسته جمعی که شعارهای دسته جمعی تو ورزشگاه گفته میشد واقعا به آدم یه احساس خاصی دست میداد، وقتی که یک طرف ورزشگاه که قریب به 20000 نفر فریاد میزدند "یاشاسین" و طرف دیگر هم با همان تعداد جمعیت جواب میدادن "آذربایجان".

ولی در کل خدارو شکر وضعیت و جو ورزشگاه زیاد بد نبود و مانع لذت بردن از بازی نشد. و همچنین یکی از دلایلی که دلپذیریش رو برام بیشتر کرد این بود که آدم اونجا دیگه بدون هیچ قید و بندی و بدون اینکه نگران این باشه که الآن میگیرنش یا آبروش میره یا انگ اقدام علیه نظام بزنن میتونه داد بزنه و خودشو خالی کنه.









نویسنده : وحید رهبری ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱٤ اسفند ۱۳۸۸

من زیاد فیلم نمی بینم و سعی میکنم فیلمهایی رو تماشا کنم که دوستان بهم پیشنهاد میدن و یا جایی تعریفشو خونده باشم. هر ژانر فیلمی هم دوست ندارم،بیشتر فیلمهای درام،حماسی،و بعضا کمدی می بینم. البته از انیمیشن های بامزه ی دوبله شده هم خوشم میاد.

این هفته یکی از دوستام که خونشون مهون بودیم یه فیلمی گذاشت تا با هم ببینیم. اسمش هم "a very long engagement" یا همون "یک نامزدی طولانی" بود. اول فیلم با صحنه های جنگی جهانی دوم شروع شد و تصاویری خشن و بی روح، فک کردم فیلم خسته کننده ای باشه ولی رفته رفته که داستان اصلی فیلم شکل گرفت فهمیدم که دارم یکی از بهترین فیلمهای تا اون موقع دیده بودم رو می بینم. واقعا فیلم زیبا و بسیار مفهوم گرایی بود. فیلم ساخت کشور فرانسه است و مثل اکثر فیلمهای فرانسوی از موسیقی خیلی زیبایی بهره میبره.

داستان فیلم هم در مورد سرگذشت 5 سرباز فرانسوی بود که در جنگ به علت خودزنی به اعدام محکوم شده بودند و نامزد جوانترین فرد این 5 نفر بعد از پایان جنگ بر این باور بود که نامزدش کشته نشده و با همین باور به دنبال پیدا کردن اون بود که در این بین سرگذشت 4 نفر بقیه هم به تصویر کشیده میشود.

نحوه ادامه داستان هم به گونه ایه که با توجه به زمان تقریبا 2 ساعتی فیلم آدم اصلا از تماشای اون خسته نمیشه و به هیچ وجه هم نمیتونه در مورد پایان فیلم حدس بزنه و این فیلم رو بسیار جذابتر کرده.

فیلم از چهره پردازی و فیلمبرداری فوق العاده ای بهره میبره که زیبایی فیلم رو دو چندان میکنه، تصاویری که آدم احساس میکنه یک انیمیشن میبینه تا فیلم.

ولی اون چیزی که تو این فیلم منو خیلی تحت تأثیر قرار داد عشق معصومانه ماتیلدا نقش اصلی این فیلم و نامزد همان جوانترین فرد 5 متهم بود. ماتیلدا با اینکه به صورت مادرزادی پایش می لنگه ولی چنان با عشق و امید به هر جایی که فک میکنه ردی از نامزدش باشه سفر میکنه که هر بیننده ای رو به تحسین وا میداره و جذابیت فیلم اونجا بیشتر میشه که ماتیلدا تا آخر فیلم از باور خودش که نامزدش زنده است دست بر نمیداره.

خلاصه اگه تونستین این فیلم رو گیر بیارین حتما پیشنهاد میکنم که ببینین و اگر نکات مثبت دیگری در فیلم دیدن حتما همین جا بیان کنین.





کلمات کلیدی :یک نامزدی طولانی و کلمات کلیدی :a very long engagement و کلمات کلیدی :ماتیلدا